خلاصه داستان: مثل نوک زبونم که بدموقع حرفای مهم رو قیچی میکنه... مثل خاطرهای که بهترین لحظهشو یادم رفته... مثل نفس... مثل نسیم... مثل دستی که درست تو مهمترین لحظهها نمیشه رو کمکش حساب کرد...
۸ آبان ۱۴۰۳
پایانیافته
کودک و نوجوان, اجتماعی